تبليغاتX
سیاهرگ

سعید

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 20:7  توسط aShkan | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 20:12  توسط aShkan | 
غروبه وابریه باز آسمون

،می خوای بری من می گم این جا بمون

،حیفه بری

، تلخ که من بمونم

،بازم بمون قصه موندن بخون

،با تو غروب خوب وتماشاییه

،بی تو غم انگیز مثل تنهایه

،صدات برای این همیشه عاشق قشنگترین صدای لالاییه

،غم رو دلم پا می ذاره وقتی که اون روزای گمشده یادم می یاد

،ما دوتا هم صدای عاشق بودیم

،تو کوچه باغو توی دستای باد...روزا و لحظه های خوبی داشتیم

،پا روی غصه،روی غم می زاشتیم

.تو خوب و مهربون تو عاشق بودی

،تو پاکی مثل یک شقایق بودی

.اما حالا سکوت سنگین تو غصه ای روی غصه هام می زاره

،می خوای بری اما بمون نگاه کن...پشت دریچه صدای بهاره

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 19:47  توسط aShkan | 

شعر عاشقانه ی ابدی

اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم

این شعر تا ابد با تو خواهد زیست

حتی وقی که من دیگر نباشم

یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد

شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند

عاشقانت تو را ترک می کنند

اما شعر عاشقانه

همیشه با تو خواهد بود

پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!

شعری از اعماق جان٫

که مرا به یاد تو آورد......

شعری که همیشه با تو بماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 20:45  توسط aShkan |